الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
458
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
ادّعايى را مطرح مىكند ؛ به همين جهت اداى سوگند متوجه او مىشود . او نيز از حاكم مىخواهد كه خود مدّعى را سوگند دهد و آنگاه كه مدّعى سوگند خوردن را آغاز مىكند ، سخن او را بريده اظهار مىدارد كه او مدّعى است و بر عهدهء اوست كه شاهد اقامه كند . پس آنگاه كه چنين كند قاضى براى اوّلين بار او را نهى مىكند و جلو او را مىگيرد و به او مىفهماند كه اگر تو شاهد نداشته باشى اين امر جايز نيست . اگر بار ديگر مرتكب چنين عملى شد باز او را منع مىكند و به شدت او را بازمىدارد و بر سر او فرياد مىكشد ، ولى در تعزير او عجله نمىكند ، مبادا كه به حكم قضيّه جاهل باشد . اگر براى بار سوم چنين عملى را تكرار كرد تأديب يا تعزير مناسب او را اعمال مىكند ؛ بدين صورت كه به وضعيت جسمانى او دقت مىكند : اگر قوى بود و جز با تعزير جلوگيرى از او امكان نداشت تعزيرش مىنمايد و اگر ضعيف بود و طاقت كتك را نداشت او را با حبس نه با كتك تأديب مىنمايد . و اگر مصلحت ديد كه او را اصلا مجازات نكند ، به همانگونه عمل مىكند . به همين گونه است اگر در برابر قاضى درشتى كند و با گستاخى سخن گويد ؛ مثلا بگويد : تو دربارهء من به ناحق حكم كردهاى ، در اين صورت هم او را نهى مىكند و اگر تكرار كرد مانع او مىشود و اگر بازهم تكرار نمايد ، مستحقّ تعزير به زدن يا حبس مىشود و يا مىتواند ببخشد . تشخيص هر يك از اين موارد به عهدهء قاضى است و آن چه را مصلحت اقتضا مىكند برخواهد گزيد و انجام خواهد داد . « 1 » 2 . قاضى ابن برّاج : هرگاه دو نفر نزد قاضى حاضر شدند كه يكى از ديگرى بزرگتر بود و معلوم شد كه يكى از آنان لجاجت و بىاعتنايى مىكند و مىخواهد كه ديگرى را بيازارد ؛ مثلا فردى طرف مقابلش را به نزد قاضى فراخواند و محاكمهء او را خواستار شد و چون سوگند متوجه او شود و بخواهد سوگند ياد كند به يك باره سخن او را قطع كرده بگويد : من عليه او شاهد دارم . وقتى براى اوّلين بار چنين عملى را انجام داد ، قاضى او را از اين عمل نهى كرده جلو او را مىگيرد و به او تفهيم مىكند ، اين عمل ، اگر شاهد و بينه ندارى ، جايز نيست . اگر بار ديگر دست به چنين كارى زد ، او را با شدت و غلظت نهى مىكند و بر او فرياد مىكشد ، ولى در تعزير او عجله به خرج نمىدهد ، مبادا كه به اين حكم جاهل بوده باشد . پس اگر براى بار سوم دست به چنين كارى زد ، قاضى او را به تأديب و تعزير شايستهاش محكوم مىكند : اگر قوى بود آن چنان كه جز با تعزير جلوگيرى او
--> ( 1 ) . مبسوط ، ج 8 ، ص 97 .